زبان مقاله:فارسی
تعداد صفخات:14
حجم فایل:199.2 كيلوبايت
مديريت بحران، ضرورت ها و الزامات
حمزه صمدي مياركلائي [دانشگاه آزاد اسلامي واحد قائمشهر، كارشناس ارشد مديريت دولتي]
حسين صمدي مياركلائي [دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت دولتي دانشگاه آزاد اسلامي واحد قائم شهر]
چکیده مقاله:
يكي از ويژگيهاي مهم جهان امروز بروز ناپايداري ها و تغييرات شديد و گسترده در نظامهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و اداري ميباشد. بروز بحران در سازمانهاي فعال اجتماعي پديدهاي حتمي است كه به مقتضاي زمان ظاهر ميشود و هر از گاه با شكلي جديد سازمان را از وجود خود متاثر ميسازد. اما آنچه از پيدايش بحران مهمتر است، مديريتي منطقي براي تبديل آن به فرصت است. بحران در قاموس مديريت غالبا مفهومي منفي را به ذهن متبادر ساخته و كمتر نوشتهاي است كه در آن، بحران به عنوان عاملي مثبت توصيف شده باشد. نگرش سنتي به مديريت بحران، براين باور بود كه مديريت بحران يعني فرو نشاندن آتش؛ به اين معني كه مديران بحران در انتظار خراب شدن امور مينشينند و پس از بروز ويراني، سعي ميكنند تا ضرر ناشي از خرابيها را محدود سازند. ولي به تازگي نگرش به اين واژه عوض شده است. براساس معناي اخير، همواره بايد مجموعهاي از طرحها و برنامههاي عملي براي مواجهه با تحولات احتمالي آينده در داخل سازمانها تنظيم شود و مديران بايد درباره اتفاقات احتمالي آينده بينديشند و آمادگي رويارويي با وقايع پيشبيني نشده را كسب كنند؛ بنابراين، مديريت بحران بر ضرورت پيشبيني منظم و كسب آمادگي براي رويارويي با آن دسته از مسائل داخلي و خارجي تاكيد دارد كه به طور جدي شهرت، سودآوري و يا حيات سازمان را تهديد ميكنند. در اين مقاله در ابتدا به معرفي بحران، بحران سازماني سپس مديريت بحران و عوامل مؤثر در بحران سازماني، الگوها، الزامات آن و در پايان به جمع بندي و ارائه پيشنهادات مي پردازيم.
کلمات کلیدی: بحران سازماني، مديريت بحران، سازمان، مديريت، الزامات مديريت بحران