زبان مقاله:فارسی
تعداد صفخات:28
حجم فایل:243.42 كيلوبايت
خاستگاه فرم در هنر و معماري اسلامي
مجتبي انصاري [دانشيار دانشكده هنر، دانشگاه تربيت مدرس،تهران، ايران]
محمدرضا پورجعفر [استاد دانشكده هنر، دانشگاه تربيت مدرس،تهران، ايران]
ليلاسادات هاشمي دمنه [دانشجوي كارشناسي ارشد، دانشگاه علوم و تحقيقات، تهران، ايران و نويسند]
محسن تابان [دانشجوي دكتري معماري، دانشگاه تربيت مدرس،تهران، ايران]
چکیده مقاله:
جهاني كه در آن زندگي مي كنيم،پر از معناست،معناهايي كه ظاهر شده اند . اين اصل بديهيحكمت،عرفان و حكمت معنوي است . هنر معنوي هنري است كه همه چيز را آكنده از معنا مي داند . اگرهنر را آفرينش و ايجاد چيزي بدا نيم،مي توان نتيجه گرفت كه با معنا ارتباطي تام و تمام دارد. هر هنر دينيمبتني است بر يك علم به صور و قوالب يا به بيان ديگر بر آيين نمادي و رمزي خاص صور و قوالب.اساساً هنرهاي اسلامي و بخصوص معماري در يك امر مشتركند و آن جنبه سمبليك آنهاست، زيرادر همه اين هنرها، جهان سايه اي از حقيقت و و مرتبتي متعالي از آن است. از اينجا در هنرها هرگز قيدبه طبيعت كه در مرتبه سايه است، وجود ندارد. به همين جهت هر فرمي، حقيقتي ماوراء اين جهان پيدامي كند. اين معاني جز با سمبل ها و تشبيهات به بيان نمي آيد، همچنان كه قرآن و ديگر كتب ديني برايبيان حقايق معنوي، به زبان رمز و اشاره سخن مي گويند.در اين مقاله سعي بر آن است تا با گذشتن از صورت و ظاهر فرمهاي بكار رفته در هنر و معمارياسلامي و توجه به محتوا و مفهوم هر يك از اين فرمها با مطالعه نظريات انديشمندان، ريشههاي سمبوليك كاربرد آنها شناسايي شده و مولفههاي موثر برايجاد چنين زبان رمزگونهاي با روشي توصيفي-تحليلي بيان گردند. ميتوان اينگونه بيان كرد كه صورتها و فرمهاي بياني در هنر و معماري اسلاميانعكاس حس ديني و روح مشترك مسلمانان است.
کلمات کلیدی: فرم، محتوا، زبان سمبوليك، معماري اسلامي